العلامة المجلسي

56

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

و اما آن كه قيام قائم آل محمد - عليهم السلام - نزد « الر » است فقير را چنين به خاطر مىرسد كه مراد اين باشد كه پنج « الر » كه در قرآن مجيد است همه را حساب بايد كرد ، به قرينه آن كه در « الم » كه يكى مراد بود جزء آيه بعد را ضم فرموده در هر دو موضع ، و در « الر » چون مراد همه بود بيان نفرمود . و مجموع هزار و صد و پنجاه و پنج مىشود ، كه تقريبا از سنهء تحرير اين رساله كه سنهء هزار و هفتاد و هشت از هجرت است شصت و پنج سال مانده باشد ، چون مبدأ اين تاريخ از اوائل بعثت بوده . اميد كه حق تعالى در اين زودى ديده جميع مؤمنان را به غبار موكب همايون آن حضرت - صلوات الله و سلامه عليه - منوّر گرداند ، بمحمد و آله الطاهرين . حديث چهارم [ چگونگى ازدواج نرجس خاتون با امام حسن عسكرى - عليه السّلام - ] دو شيخ بزرگوار شيخ محمد بن بابويه قمى و شيخ طوسى - رحمة الله عليهما - در كتابهاى غيبت به سند معتبر روايت كرده‌اند از بشر بن سليمان برده فروش ، كه از فرزندان ابو ايوب انصارى ، و از شيعيان امام على نقى و امام حسن عسكرى - صلوات الله عليهما - و همسايه ايشان بوده در شهر سرّمن رأى ، گفت كه روزى كافور ، خادم حضرت امام على نقى - عليه السلام - به نزد من آمد و مرا طلب نمود ، چون به خدمت آن حضرت رفتم و نشستم ، فرمود كه تو از فرزندان انصارى و ولايت و محبت ما اهل بيت هميشه در ميان شما بوده است از زمان حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - تا حال ، و پيوسته محلّ اعتماد ما بوده‌ايد ، و من تو را اختيار مىكنم و مشرّف مىگردانم به فضيلتى كه به سبب آن بر شيعيان سبقت گيرى در ولايت ما ، و تو را بر رازى پنهان مطّلع مىگردانم و به خريدن كنيزى مىفرستم . پس نامه پاكيزه نوشتند به خط فرنگى و لغت فرنگى ، و مهر شريف خود را بر آن زدند ، و كيسه زرى بيرون آوردند كه در آن دويست و بيست اشرفى بود ، فرمودند كه بگير اين نامه و اين زر را و متوجهء بغداد شو و در چاشت فلان روز بر سر جسر حاضر